
آیت الله سید صادق شیرازی : یکى از دوستان مىگفت: زمانى که آیة اللَّه العظمى بروجردى قدس سره به قم آمدند و مرجعیت را عهدهدار شدند، شخص با نفوذى نسبت به ایشان اهانت زشتى کرد و نسبت ناروایى داد.
آقاى بروجردى قدس سره هیچ واکنشى نشان نداد، ولى طرف مقابل با این کار خود موقعیت اجتماعى بالایش را از دست داد و کارش به جایى رسید که در مدت کوتاهى خانهنشین شد و حتى دوستانش از او کناره گرفتند و این کار برایش بسیار گران تمام شد.
آن شخص به ناچار خدمت آیة اللَّه گلپایگانى قدس سره رسید و از ایشان خواست وساطت کند تا بتواند خدمت آقاى بروجردى قدس سره برسد و معذرت بخواهد.
آقاى گلپایگانى قدس سره یکى از نزدیکان آقاى بروجردى به نام سید مصطفى خوانسارى را – که تا چند سال پیش زنده بود- دید و به ایشان گفت: از قول من به آقا بگویید: فلان شخص که مرتکب آن خطا شده بود، پشیمان است. اجازه دهید خدمتتان برسد و دستتان را ببوسد و توبه کند.
آقاى بروجردى قدس سره در آن هنگام موقعیت فوق العادهاى در کل جهان داشت و مرجع عام شیعه بود. ایشان کمترین احتیاجى به آن شخص نداشت و انصافاً، بود و نبود آن آقا برایشان فرقى نمىکرد.
آقاى خوانسارى گفت: خدمت آقا عرض کردم: آقاى گلپایگانى خدمتتان سلام رساندند و گفتند: خوب است اگر اجازه دهید فلانى خدمتتان برسد و دستتان را ببوسد و معذرت خواهى کند.
تا این مطلب را به آقاى بروجردى گفتم فرمودند: ما به دیدنش مىرویم!
آقاى خوانسارى مىگفت: من که توقع چنین سخنى را از آقا نداشتم غافل گیر شدم. انتظار داشتم آقا بگوید: لازم نیست بیاید و خودم را آماده کرده بودم اصرار و تأکید کنم و خواستهام را تکرار کنم، ولى در کمال ناباورى من، ایشان از بنده خواستند وقتى بگیرم و به اتفاق به دیدن ایشان برویم.
« قلب طاهر هر چند پنهان و نادیدنى است، اما نمودهایى دارد که از طهارت قلب صاحب آن حکایت مىکند، چرا که برخى اعمال تنها از نهاد پاک و جان تابناک برمى خیزد. به راستى تا قلب انسان پاک نباشد چنین رفتارهایى از او سر نمىزند».
آیت الله خزعلی می گوید: رفتار آیت الله العظمی بروجردی با طلبه ها موقرانه و محبت آمیز بود. روزی طلبه ای سر کلاس درس از ایشان سؤالی کرد. ایشان تصور کرد این طلبه درخواست حاجت و نیازی خصوصی کرده است.
در جواب او گفت بعد از این که درس تمام شد بیا منزل تا مشکلت را حل کنم. یکی از آقایان گفت آقا این اشکال درسی دارد. ایشان دید قدری از شأن و مرتبه ی طلبه کاسته شد.
این طلبه چون قبلاً نیاز شخصی خود را با آیت الله العظمی بروجردی در میان نهاده بود ایشان تصور کرده بود ، این بار نیز همان درخواست قبلی را مطرح کرده است و نمیخواهد جلو مردم اظهار نیاز بکند. آقای بروجردی بعد از این که فهمید طلبه سؤال علمی داشته است خیلی پریشان شد.
ایشان این حرکت را فقط به دلیل این که گوششان سنگین بوده انجام دادند نه این که عمداً آن طلبه را آزرده باشد.
گاه گاهی که زود عصبانی می شد نذر میکرد تا یک سال روزه بگیرد، خدا بر ما منت نهاد و چنین استادانی را درک کردیم.
تهیه و تنظیم: محمد حسین امین
منابع: پایگاه کانون تفسیر قرآن
باز باران با تَرَنُّم
با کرشمه، با ترحم
می زند بر نیزه داران
می زند بر جان مردم
باز باران قطره قطره
چکه چکه، مثل یک زه
می خورد بر روح خورشید
می خورد بر چوب نیزه
باز قرآن با تَرَنُّم
می تراود از سرِ نی
می خورد بر روح سختِ
اهل فِسق و چوب این نی
باز قرآن با تَرَنُّم....
شاعر: رضا فاریابی
www.tarannomenoor.blogfa.com
*******************
باز باران
با ترانه
می خورد بر بام خانه
یادم آمد کربلا را
دشت پر شور و بلا را
گردش یک ظهر غمگین
گرم و خونین
لرزش طفلان نالان
زیر تیغ و نیزه ها را
باز باران
با صدای گریه های کودکانه
از فراز گونه های زرد و عطشان
با گهر های فراوان
می چکد از چشم طفلان پریشان
پشت نخلستان نشسته
رود پر پیچ و خمی در حسرت لب های ساقی
چشم در چشمان هم آرام و سنگین
می چکد آهسته از چشمان سقا
بر لب این رود پیچان
واندر این صحرای سوزان
می دود طفلی سه ساله
پر ز ناله
دل شکسته
پای خسته
باز باران
باز هم اینجا عطش
آتش ، شراره
جسمها افتاده بی سر ، پاره پاره
می چکد از گوشها باران خون و کودکان بی گوشواره
شعله در دامان و در پا می خلد خار مغیلان
وندرین تخدیده دشت و سینه ها بر پاست طوفان
دستها آماده شلاق و سیلی
چهره ها از بارش شلاق ها گردیده نیلی
باز باران ، قطره قطره
می چکد از چوب محمل...
خاک های چادر زینب به آرامی ، شود گِل
می رود این کاروان منزل به منزل
می شود از هر طرف این کاروان هم سنگ باران
آری آری
باز سنگ و باز باران
آری آری
تا نگیرد شعله ها در دل زبانه
تا نگیرد دامن طفلان محزون را نشانه
تا نبیند کودکی لب تشنه اینجا اشک ساقی
مشک ساقی
کاش می بارید باران
آه باران !
کی بباری بر تن عطشان یاران ؟
تر کنند از آن گلو را
آه باران ، آه باران
متاسفانه شاعر این شعر رو نمی دونم.
www.tarannomenoor.blogfa.com
*******************
به دل شور محرم داشت باران
هزاران قطره ماتم داشت باران
خودم دیدم، میان دسته آن شب
به روی شانه پرچم داشت باران
و دست مریزاد آقای سید حبیب نظاری با این دوبیتی عاشوراییاش
*******************
باز باران با صدای گریه های کودکانه
از فراز گونه های زرد و عطشان
با گهرهای فراوان
می چکد از چشم طفلان پریشان
پشت نخلستان نشسته
رود پر پیچ و خمی در حسرت لبهای ساقی
چشم در چشمان هم آرام و سنگین
می چکد آهسته از چشمان سقا
بر لب این رود پیچان
باز باران
اگر یادتان بود و باران گرفت....
طبیعت یکسری قانون و قاعده دارد که شکستن ان
کار هر کسی نیست اگر توانستی قاعده و قانون طبیعت
را بشکنی معجزه کردی.
...
هیچ کس باور نمی کرد بشود در بحبوهه جنگ روی
اروند خروشان با ان جزرو مد زیادش و با ان عرض
بلندش پل زد اما جنگ ثابت کرد مردانی هستند که
کاری به قاعده و قانون طبیعت ندارند و یک یا علی
می گو یند و می زنند به اب
...
پل بعثت شاهکار مهندسی- رزمی تاریخ دفاع
مقدس است و امروز با همین عنوان در دانشگاه
مهندسی دافوس تدریس می شود
...
پس از عملیات والفجر هشت باید یک راه ارتباطی بین
خاک خودمان و شهر فاو که تازه به دست رزمندگان
اسلام افتاده بود ایجاد می شد رزمندگانی که در
فاو بو دند باید پشتیبانی می شدند امکانات و نیرو
می خواستند
قبل از والفجر هشت پلهایی روی اروند زده بو دند اما
اروند هیچ کدام را تحمل نکرده بود و همه را بلعیده بود
یک پل ساختند به نام فجر که شبها ان را
نصب می کردند و روز ها جمعش می کردند این پل نیز
خیلی کار امد نبود باید پلی ساخته می شد که محکم و
مطمئن باشد و بتواند در شبانه روز تجهیزات و تدارکات
و مهمات را به اسانی به ان ور اب برسانند بنابراین
پل بعثت به طول نهصد متر و عرض دوازده متر روی
اروند زده شد و چشم جهانیان را خیره کرد
پنج هزار لوله 12 متری به قطر 142 سانتی متر و
ضخامت16 میلی متر از جنس فولاد در عمقدوازده
متری رود خانه ای خروشان که ارتفاع جزر و مدش از
پنج متر هم بالاتر می رفت شش ماه از جهاد گران
اسلام وقت گرفت. دشمن در طول جنگ خیلی سعی
کرد که پل را از بین ببرد اما نتوانست
...
دو طرف لوله ها را بسته بودند که لوله ها در اب غرق
نشوند. بعد از این که کار اتصال لوله ها تمام شد در
لوله ها را باز کردند تا با اب با فشار از لوله ها عبور کند و
لوله ها به زیر اب بروند و غرق شوند بعد روی لوله ها را
زیرسازی و اسفالت می کردند.
طراح این شاهکار بزرگ مهندس بهروز پور شریفی از
برادران جهاد سازندگی بود
برخی از قطعات این پل امروز در گلزار شهدای
خرمشهر است و برخی دیگر همان جا کنار اروند به
تماشا نشسته است.

کتاب : چهل حدیث کربلا
حدیث کربلا، حدیث حریت و حماسههاست و روایتش روایت رویش و خیزش، و سرودش همیشه سرخ و حیات بخش و حرکت زا . در خصوص کربلا و حماسه همیشه جاوید عاشورا، در کتابى با نام «سیماى کربلا، حریم حریت» سخن گفتهایم و چندین حدیث ازاحادیث این دفتر را نیز در آنجا البته با شرح و بسطى بیشتر آوردهایم . دیگر لازم نیست در این مقدمه حرف به درازا کشد، تنها به تذکر چند نکته که در فهم بهتر این مجموعه مىتواند مفید باشد بسنده مىشود : 1 . روایتهایى که درباره کربلا، بویژه زیارت آستان قدس حسینى علیه السلام، در منابع روایى آمده است . بیشتر از اینها است که در یک مجموعه چهل حدیثى بگنجد، ما از صدها حدیث، این چهل نمونه را، از سخنان برگزیدگان خدا برگزیدهایم . 2 ـ احادیث از کتابهاى معتبر نقل شده و بیشتر آنها را در کتاب وزین کامل الزیارات مىتوان دید، کتابى که در نظر دانشوران شیعى معتبراست و محکم . 3 ـ در انتخاب حدیثها، علاوه بر نکات چندى که در نظر بوده این نکته نیز در نظر گرفته شده است که تا حد امکان حدیثى نقل شود که کم لفظ و معتبر، اما پر معنى باشد تا حفظ آن براى همه سهل و ممکن باشد . 4 ـ پیشاپیش اقرار مىشود که ترجمهها نارسا بوده و آن لطف بى نظیرى که در سخن معصوم علیه السلام است در ترجمهها دیده نمىشود ما تلاش خویش را کردهایم، امید که مقبول درگاه حضرت حق واقع گردد .
محمد صحتى سردرودى قم ـ 10/8/ 73
1- حریم پاک
عن النبى صلى الله علیه و آله و سلم قال : . . و هى اطهر بقاع الأرض و اعظمها حرمة و انها لمن بطحاء الجنة . پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم در ضمن حدیث بلندى مىفرماید : کربلا پاکترین بقعه روى زمین و از نظر احترام بزرگترین بقعهها است و الحق که کربلا از بساطهاى بهشت است . بحار الانوار، ج 98، ص 115 و نیز کامل الزیارات، ص 264
2 - سرزمین نجات
قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم : یقبر ابنى بأرض یقال لها کربلا هى البقعة التى کانت فیها قبة الاسلام نجا الله التى علیها المؤمنین الذین امنوا مع نوح فى الطوفان . پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود : پسرم حسین در سرزمینى به خاک سپرده مىشود که به آن کربلا گویند، زمین ممتازى که همواره گنبد اسلام بوده است، چنانکه خدا، یاران مؤمن حضرت نوح را در همانجا از طوفان نجات داد . کامل الزیارات، ص 269، باب 88، ح 8
3 - مسلخ عشق
قال امیر المؤمنین على علیه السلام : هذا . . . مصارع عشاق شهداء لا یسبقهم من کان قبلهم و لا یلحقهم من کان بعدهم . حضرت على علیه السلام روزى گذرش از کربلا افتاد و فرمود : اینجا قربانگاه عاشقان و مشهد شهیدان است شهیدانى که نه شهداى گذشته و نه شهداى آینده به پاى آنها نمىرسند . تهذیب، ج 6، ص 73 و بحار، ج 98، ص 116
4 - عطر عشق
قال على علیه السلام : واها لک أیتها التربة لیحشرن منک قوم یدخلون الجنة بغیر حساب . امیر المؤمنین علیه السلام خطاب به خاک کربلا فرمود : چه خوشبوئى اى خاک! در روز قیامت قومى از تو بپا خیزند که بدون حساب و بى درنگ به بهشت روند . شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ج 4، ص 169
5 - ستاره سرخ محشر
قال على بن الحسین علیه السلام : تزهر أرض کربلا یوم القیامة کالکوکب الدرى و تنادى أنا أرض الله المقدسة الطیبة المبارکة التى تضمنت سید الشهداء و سید شباب اهل الجنة . امام سجاد علیه السلام فرمود : زمین کربلا، در روز رستاخیز، چون ستاره مرواریدى مىدرخشد و ندا در مىدهد کهمن زمین مقدس خدایم، زمین پاک و مبارکى که پیشواى شهیدان و سالار جوانان بهشت را در بر گرفته است . ادب الطف، ج 1، ص 236، به نقل از کامل الزیارات، ص 268
6 - کربلا و بیت المقدس
قال ابو عبد الله علیه السلام : الغاضریة من تربة بیت المقدس . امام صادق علیه السلام فرمود : کربلا از خاک بیت المقدس است . کامل الزیارات، ص 269، باب 88، ح 7
7 - فرات و کربلا
قال ابو عبد الله علیه السلام
اءن أرض کربلا و ماء الفرات اول ارض و اول ماء قدس الله تبارک و تعالى . . . امام صادق علیه السلام فرمود : سرزمین کربلا و آب فرات، اولین زمین و نخستین آبى بودند که خداوند متعال به آنها قداست و شرافت بخشید . بحار الانوار، ج 98، ص 109 و نیز کامل الزیارات، ص
269
8 - کربلا، کعبه انبیاء
قال ابو عبد الله علیه السلام : لیس نبى فى السموات و الارض، اءلا یسألون الله تبارک و تعالى أن یؤذن لهم فى زیارة الحسین (علیه السلام)، ففوج ینزل و فوج یعرج . امام صادق علیه السلام فرمود : هیچ پیامبرى در آسمانها و زمین نیست مگر این که مىخواهند خداوند متعال به آنانرخصت دهد تا به زیارت امام حسین علیه السلام مشرف شوند، چنین است که گروهى به کربلا فرود آیند و گروهى از آنجا عروج کنند . مستدرک الوسائل، ج 10، ص 244، به نقل از کامل الزیارات، ص 111
9 - کربلا، مطاف فرشتگان
قال ابو عبد الله علیه السلام : لیس من ملک فى السموات و الأرض الا یسألون الله تبارک و تعالى أن یؤذن لهم فى زیارة الحسین (علیه السلام)، ففوج ینزل و فوج یعرج . امام صادق علیه السلام فرمود : هیچ فرشتهاى در آسمانها و زمین نیست مگر این که مىخواهد خداوند متعال به اورخصت دهد تا به زیارت امام حسین علیه السلام مشرف شود، چنین است که همواره فوجى از فرشتگان به کربلا فرود آیند و فوجى دیگر عروج کنند و از آنجا اوج گیرند . مستدرک الوسائل، ج 10، ص 244، به نقل از کامل الزیارات ص 114
10 - راه بهشت
قال ابو عبد الله علیه السلام : موضع قبر الحسین علیه السلام ترعة من ترع الجنة امام صادق علیه السلام فرمود : جایگاه قبر امام حسین علیه السلام درى از درهاى بهشت است . کامل الزیارات، ص 271، باب 89، ح 1
11 - کربلا، حرم امن
قال ابو عبد الله علیه السلام : ان الله اتخذ کربلا حرما آمنا مبارکا قبل أن یتخذ مکة حرما . امام صادق علیه السلام فرمود : به راستى که خدا کربلا را حرم امن و با برکت قرار داد پیش از آنکه مکه را حرم قرار دهد . کامل الزیارات، ص 267 بحار، ج 98، ص
110
12 - زیارت مداوم
قال الصادق علیه السلام : زوروا کربلا و لا تقطعوه فاءن خیر أولاد الانبیاء ضمنته . . . امام صادق علیه السلام فرمود : کربلا را زیارت کنید و این کار را ادامه دهید، چرا که کربلا بهترین فرزندان پیامبران را در آغوش خویش گرفته است . کامل الزیارات، ص 269
13 - بارگاه مبارک
قال الصادق علیه السلام : «شاطىء الوادى الأیمن» الذى ذکره الله فى القرآن، (1) هو الفرات و «البقعة المبارکة» هى کربلا . امام صادق علیه السلام فرمود : آن «ساحل وادى ایمن» که خدا در قرآن یاد کرده فرات است و «بارگاه با برکت» نیز کربلا است . (2)
14 - شوق زیارت
قال الامام الباقر علیه السلام : لو یعلم الناس ما فى زیارة قبر الحسین علیه السلام من الفضل، لماتوا شوقا . امام باقر علیه السلام فرمود : اگر مردم مىدانستند که چه فضیلتى در زیارت مرقد امام حسین علیه السلام است از شوق زیارت مىمردند . ثواب الاعمال، ص 319، به نقل از کامل الزیارات
.
15 - حج مقبول و ممتاز
قال ابو جعفر علیه السلام : زیارة قبر رسول الله صلى الله علیه و آله و زیارة قبور الشهداء، و زیارة قبر الحسین بن على علیهما السلام، تعدل حجة مبرورة مع رسول الله صلى الله علیه و آله . امام باقر علیه السلام فرمود : زیارت قبر رسول خدا «ص» ، و زیارت مزار شهیدان، و زیارت مرقد امام حسین علیه السلام معادل است با حج مقبولى که همراه رسول خدا «ص» بجا آورده شود . مستدرک الوسائل، ج 1، ص 266، و نیز کامل الزیارات، ص 156
16 - تولدى تازه
عن حمران قال : زرت قبر الحسین علیه السلام فلما قدمت جاءنى . ابو جعفر محمد بن على علیه السلام . . . فقال علیه السلام : ابشر یا حمران فمن زار قبور شهداء آل محمد صلى الله علیه و آله و سلم یرید الله بذلک وصلة نبیه حرج من ذنوبه کیوم ولدته امه . حمران مىگوید : هنگامى که از سفر زیارتامام حسین علیه السلام برگشتم، امام باقر علیه السلام به دیدارم آمد و فرمود : اى حمران! به تو مژده مىدهم که هر کس قبور شهیدان آل محمد (ص) را زیارت کند و مرادش از این کار رضایت خدا و تقرب به پیامبر (ص) باشد، از گناهانش بیرون مىآید چون روزى که مادرش او را زاد . امالى شیخ طوسى، ج 2، ص 28، چاپ نجف بحار، ج 98، ص . 20
17 - زیارت مظلوم
عن ابى جعفر و ابى عبد الله علیه السلام یقولان : من احب أن یکون مسکنه و مأواه الجنة، فلا یدع زیارة المظلوم . از امام باقر و امام صادق علیهما السلام نقل شده که فرمودند : هر کس که مىخواهد مسکن و مأوایش بهشت باشد، زیارت مظلوم علیه السلام را ترک نکند . مستدرک الوسائل، ج 10، ص 253
18 - شهادت و زیارت
قال الامام الصادق علیه السلام : زوروا قبر الحسین (علیه السلام) و لا تجفوه، فاءنه سید شباب أهل الجنة من الخلق، و سید شباب الشهداء . امام صادق علیه السلام فرمود : مرقد امام حسین علیه السلام را زیارت کنید و با ترک زیارتش به او ستم نورزید چرا که او سید جوانان بهشت از مردم، و سالار جوانان شهید است . مستدرک الوسائل، ج 10، ص 256 : و کامل، ص 109
19 - زیارت، بهترین کار
قال ابو عبد الله علیه السلام : زیارة قبر الحسین بن على علیهما السلام من افضل ما یکون من الاعمال .
امام صادق علیه السلام فرمود : زیارت قبر امام حسین علیه السلام از بهترین کارهاست که مىتواند انجام یابد . مستدرک الوسائل، ج 10، ص . 311
20 - سفرههاى نور
قال الامام الصادق علیه السلام : من سره ان یکون على موائد النور یوم القیامة فلیکن من زوار الحسین بن على (علیهما السلام) امام صادق علیه السلام فرمود : هر کس دوست دارد روز قیامت، بر سر سفرههاى نور بنشیند باید از زائران امام حسین (علیه السلام) باشد . وسائل الشیعه، ج 10، ص 330 بحار الانوار، ج 98، ص 72
21 - شرط شرافت
قال الصادق علیه السلام : من اراد أن یکون فى جوار نبیه و جوار على و فاطمة فلا یدع زیارة الحسین علیهم السلام امام صادق علیه السلام فرمود : کسى که مىخواهد در همسایگى پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم) و در کنار على (علیه السلام) و فاطمه (س) باشد، زیارت امام حسین (علیه السلام) را ترک نکند . وسائل الشیعه، ج 10، ص 331، ح . 39
22 - زیارت، فریضه الهى
قال ابو عبد الله علیه السلام : لو أن احدکم حج دهره ثم لم یزر الحسین بن على علیه السلام لکان تارکا حقا من حقوق رسول الله (ص) لأن حق الحسین فریضة من الله تعالى، واجبة على کل مسلم . امام صادق علیه السلام فرمود : اگر یکى از شما تمام عمرش را احرام حج بندد، اما امام حسین علیه السلام را زیارت نکند، حقىاز حقوق رسول خدا (ص) را ترک کرده است چرا که حق حسین علیه السلام فریضه الهى و بر هر مسلمانى واجب و لازم است . وسائل الشیعه، ج 10، ص . 333
23 - کربلا، کعبه کمال
قال ابو عبد الله علیه السلام :
من لم یأت قبر الحسین علیه السلام حتى یموت کان منتقص الاءیمان، منتقص الدین، اءن ادخل الجنة کان دون المؤمنین فیها . امام صادق علیه السلام فرمود : هر کس به زیارت قبر امام حسین علیه السلام نرود تا بمیرد، ایمانش ناتمام و دینش ناقص خواهد بود، به بهشت هم که برود پایین تر از مؤمنان در آنجا خواهد بود . وسائل الشیعه، ج 10، ص . 335
24 - از زیارت تا شهادت
قال ابو عبد الله علیه السلام : لا تدع زیارة الحسین بن على علیهما السلام و مر أصحابک بذلک یمد الله فى عمرک و یزید فى رزقک و یحییکء الله سعیدا و لا تموت الا شهیدا . امام صادق علیه السلام فرمود : زیارت امام حسین علیه السلام را ترک نکن و به دوستان و یارانت نیز همین را سفارش کن! تا خدا عمرت را دراز و روزى و رزقت را زیاد کند و خدا تو را با سعادت زنده دارد و نمیرى مگر شهید . وسائل الشیعه، ج 10، ص 335
25 - حدیث محبت
عن ابى عبد الله علیه السلام قال : من اراد الله به الخیر قذف فى قلبه حب الحسین علیه السلام و زیارته، و من اراد الله به السوء قذف فى قلبه بغض الحسین علیه السلام و بغض زیارته . از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود : هر کس که خدا خیر خواه او باشد، محبت حسین (علیه السلام) و زیارتش را در دل او مىاندازد و هر کس که خدا بدخواه او باشد، کینه و خشم حسین (علیه السلام) و خشم زیارتش را در دل او مىاندازد . وسائل الشیعه، ج 10، ص 388، بحار الانوار، ج 98، ص 76
26 - نشان شیعه بودن
قال الصادق علیه السلام :
من لم یأت قبر الحسین علیه السلام و هو یزعم انه لنا شیعة حتى یموت فلیس هو لنا شیعة، و ان کان من اهل الجنة فهو من ضیفان اهل الجنة . امام صادق علیه السلام فرمود : کسى که به زیارت قبر امام حسین نرود و خیال کند که شیعه ما است و با این حال و خیال بمیرد، او شیعه ما نیست، و اگر هم از اهل بهشت باشد، از میهمانان اهل بهشت خواهد بود . کامل الزیارات، ص 193، بحار الانوار، ج 98، ص . 4
27 - سکوى معراج
قال الصادق علیه السلام : من اتى قبر الحسین علیه السلام عارفا بحقه کتبه الله عز و جل فى اعلى علیین . امام صادق علیه السلام فرمود : هر کس که به زیارت قبر حسین علیه السلام نایل شود و به حق آن حضرت معرفت داشته باشد، خداى متعال او را در بلندترین درجه عالى مقامان ثبت مىکند . من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص . 581
28 - مکتب معرفت
قال ابو الحسن موسى بن جعفر علیه السلام : أدنى ما یثاب به زائر أبى عبد الله (علیه السلام) بشط فرات، اذا عرف حقه و حرمته و ولایته، أن یغفر له ما تقدم من ذنبه و ما تأخر . حضرت امام موسى کاظم علیه السلام فرمود : کمترین ثوابى که به زائر امام حسین علیه السلام در کرانه فرات، داده مىشود این است که تمام گناهان، مقدم و مؤخرش بخشوده مىشود . بشرط این که حق و حرمت و ولایت آن حضرت را شناخته باشد . مستدرک الوسائل، ج 10، ص 236، به نقل از کامل الزیارات، ص . 138
29 - همچون زیارت خدا
قال الامام الرضا علیه السلام : من زار قبر الحسین (علیه السلام) بشط الفرات کان کمن زار الله . امام رضا علیه السلام فرمود : کسى که قبر امام حسین علیه السلام را در کرانه فرات زیارت کند، مثل کسى است که خدا را زیارت کرده است . مستدرک الوسائل، ج 10، ص 250، به نقل از کامل
30 - زیارت عاشورا
قال الصادق علیه السلام : من زار الحسین علیه السلام یوم عاشورا وجبت له الجنة . امام صادق علیه السلام فرمود : هر کس که امام حسین علیه السلام را در روز عاشورا زیارت کند، بهشت بر او واجب مىشود . اقبال الاعمال، ص 568
31 - بالاتر از روسپیدى
قال ابو عبد الله علیه السلام : من بات عند قبر الحسین علیه السلام لیلة عاشورا لقى الله یوم القیامة ملطخا بدمه، کانما قتل معه فى عرصة کربلا . امام صادق علیه السلام فرمود : کسى که شب عاشورا را در کنار مرقد امام حسین علیه السلام سحر کند، روز قیامت در حالى به پیشگاه خدا خواهد شتافت که به خونش آغشته باشد، مثل کسى که در میدان کربلا و در کنار امام حسین علیه السلام کشته شده باشد . وسائل الشیعه، ج 10، ص . 372
32 - نشانههاى ایمان
قال ابو محمد الحسن العسکرى علیه السلام : علامات المؤمن خمس : صلاة الخمسین، و زیارة الاربعین، و التختم، فى الیمین، و تعفیر الجبین و الجهر ببسم الله الرحمن الرحیم . امام حسن عسگرى علیه السلام فرمود : نشانههاى مؤمن پنج چیز است : 1 ـ نمازهاى پنجاهگانه (3) 2 ـ زیارت اربعین 3 ـ انگشتر به دست راست کردن 4 ـ بر خاک سجده کردن 5 ـ بسم الله الرحمن الرحیم را بلند گفتن . وسائل الشیعه، ج 10، ص 373، و نیز التهذیب، ج 6، ص 52
33 - رواق منظر یار
قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم :
الا و ان الاجابة تحت قبته، و الشفاء فى تربته، و الأئمة (علیهم السلام) من ولده پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم فرمود : بدانید که اجابت دعا، زیر گنبد حرم او و شفاء در تربت او، و امامان علیهم السلام از فرزندان اوست . مستدرک الوسائل، ج 10، ص . 335
34 - تربت و تربیت
قال الصادق علیه السلام : حنکوا أولادکم بتربة الحسین (علیه السلام) فانها امان . امام صادق علیه السلام فرمود : کام کودکانتان را با تربت حسین (علیه السلام) بردارید، چرا که خاک کربلا، فرزندانتان را بیمه مىکند . وسائل الشیعه، ج 10، ص . 410
35 - بزرگترین دارو
قال ابو عبد الله علیه السلام : فى طین قبر الحسین (علیه السلام)، الشفاء من کل داء، و هو الدواء الاکبر . امام صادق علیه السلام فرمود : شفاى هر دردى در تربت قبر حسین علیه السلام است و همان است که بزرگترین داروست . کامل الزیارات، ص 275 و وسائل الشیعه، ج 10، ص . 410
36 - تربت و هفت حجاب
قال الصادق علیه السلام : السجود على تربة الحسین علیه السلام یخرق الحجب السبع . امام صادق علیه السلام فرمود : سجده بر تربت حسین علیه السلام حجابهاى هفتگانه را پاره مىکند . مصباح المتهجد، ص 511، و بحار الانوار، ج 98، ص . 135
37 - سجده بر تربت عشق
کان الصادق علیه السلام لا یسجد الا على تربة الحسین علیه السلام تذللا لله و استکانة الیه . رسم حضرت امام صادق علیه السلام چنین بود که : جز بر تربت حسین علیه السلام به خاک دیگرى سجده نمىکرد و این کار را از سر خشوع و خضوع براى خدا مىکرد . وسائل الشیعه، ج 3، ص . 608
38 - تسبیح تربت
قال الصادق علیه السلام : السجود على طین قبر الحسین علیه السلام ینور الى الارض السابعة و من کان معه سبحة من طین قبر الحسین علیه السلام کتب مسبحا و ان لم یسبح بها . . . امام صادق علیه السلام فرمود : سجده بر تربت قبر حسین علیه السلام تا زمین هفتم را نور باران مىکند و کسى که تسبیحىاز خاک مرقد حسین علیه السلام را با خود داشته باشد، تسبیح گوى حق محسوب مىشود، اگر چه با آن تسبیح هم نگوید . من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 268، وسائل الشیعه، ج 3، ص . 608
39 - تربت شفابخش
عن موسى بن جعفر علیه السلام قال : و لا تأخذوا من تربتى شیئا لتبرکوا به فان کل تربة لنا محرمة الا تربة جدى الحسین بن على علیهما السلام فان الله عز و جل جعلها شفاء لشیعتنا و أولیائنا . حضرت امام کاظم علیه السلام در ضمن حدیثى که از رحلت خویش خبرى مىداد، فرمود : چیزى از خاک قبر من بر ندارید تا به آنتبرک جویید چرا که خوردن هر خاکى جز تربت جدم حسین علیه السلام، بر ما حرام است، خداى متعال تنها تربت کربلا را، براى شیعیان و دوستان ما شفا قرار داده است . جامع احادیث الشیعه، ج 12، ص . 533
40 یکى از چهار نیاز
قال الامام موسى الکاظم علیه السلام : لا تستغنى شیعتنا عن أربع : خمرة یصلى علیها، و خاتم یتختم به، و سواک یستاک به، و سبحة من طین قبر أبى عبد الله علیه السلام . . . حضرت امام موسى بن جعفر علیه السلام فرمود : پیروان ما از چهار چیز بى نیاز نیستند : 1 ـ سجادهاى که بر روى آن نماز خوانده شود . 2 ـ انگشترى که در انگشت باشد . 3 ـ مسواکى که با آن دندانها را مسواک کنند . 4 ـ و تسبیحى از خاک مرقد امام حسین علیه السلام . . . تهذیب الاحکام، ج 6، ص 75
پىنوشتها :
1 . قرآن مجید، سوره قصص، آیه 30
2 . بحار الانوار، ج 57، ص 203، به نقل از تهذیب
3 . منظور نمازهاى روزانه و نوافل آنهاست که پنجاه رکعت مىشود .
نویسنده : محمد صحتى سردرودى

شاعرک آن دفترش را باز کرد
از لبان تشنه اش آغاز کرد
باز گویی مکر کوفی کار شد
باز گویی آن علی بی یار شد
یکه تازی باز میدان می رود
جان به کف روسوی جانان می رود
تیغ بر حق ، تیغ باحق میزند
باز هم بر قوم ناحق میزند
تیغ ازچشمان نازش شرم داشت
تیغ هم گویی کمی آذرم داشت
چون عدو آن شرم را از تیغ دید
از سر کین او قفا را برگزید
****
باز صفینی که اینجا تازه شد
قصه ای نو اینچنین آغازِ شد
روی نی قرآن ناطق را ببین
باز این ،این مکر حاذق را ببین
راس بر نی زاده پاک ولیست
او ولی مطلق و او نه! علیسیت
هرچه دارد نذر بابا کرده او
نامشان را نام آقا کرده او
از علی صغری و کبری ساخته
با علی بر قلب دشمن تاخته
تازه ها را تازه کرده با علی
عشق را آوازه کرده با علی
کربلایش در دل ما باز شد
(یا علی گفتیم عشق آغاز شد)
ما علی گفتیم و لا حول و لا
ما ولا گفتیم علی یعنی ولا
نام کتاب : حماسه غدیر و آشکار شدن توطئه هاى پنهان
نام مؤ لف : محمد دشتى
پیش گفتار
راه رسیدن به وحدت
آشنائى و عمل به سنت پیامبر
امروزه براى جهان اسلام با تمام تفاوتهاى قومى و نژادى و جغرافیائى ، و براى هفتاد و سه فرقه که با نام اسلام بر روى کره زمین زندگى مى کنند، آنچه که ضرورت دارد، و یک اصل حیاتى به شمار مى آید، ((وحدت و برادرى )) است .
تا امکانات بالفعل ، و بالقوه جهان اسلام ، و سرزمینهاى مسلمین ، در جهت نشر و گسترش و تداوم اسلام بکار گرفته شود، و سلطه اجانب و ابرقدرتها از سرزمین هاى اسلامى ، و از ذخائر و معادن مسلمین ، رخت بربندد زیرا:
تلخى جدائى و تفرقه را همه چشیدند
و حوادث ناگوار جدائیها را همه دیدند، و قرنها به عزا و ماتم نشستند و با همه امکانات نتوانستند در برابر مشتى یهود، و صهیونیستهاى غارتگر و مهاجم از آزادى و استقلال خود دفاع نمایند، و شاهد تاراج اموال مسلمانان ، و قتل عامهاى خونین نباشند.
در صورتیکه اگر همه مسلمانان باهم متحد و هماهنگ باشند!
و همه امکانات مادى و معنوى خود را در راه عظمت اسلام و مسلمین بکار گیرند.
هیچ ابرقدرتى نمى تواند بر جان و مال و نوامیس مسلمین تعرض نماید.
راه رسیدن به وحدت
ملل اسلامى ، و مسلمین سراسر جهان با شیوه ها و روشهاى گوناگونى مى توانند به وحدت و برادرى دست یابند که یکى از آنها، وحدت در ((عقیده و آرمان )) است .
زیرا اختلافات در ایدئولوژى ، و مبانى فکرى ، به اختلاف در رفتارها، کنش ها و واکنش ها کشانده مى شود.
همه مى پرسند:
آیا راهى براى وحدت در عقیده و آرمان وجود دارد؟
آیا مى شود به یک تفکر ناب اسلامى دسترسى پیدا کرد؟
آیا ممکن است تمام ملل و فرق اسلامى متحد گردند؟
و به اصول و مبانى واحد فکرى ، به آئین و مذهب واحد، به آداب و رسوم واحد، فکر کنند؟، و هماهنگ گردند؟ و همه اختلافات از میان برود؟
پاسخ سئوالات یاد شده روشن است زیرا:
اگر سیره ، و راه و رسم رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) را بدرستى بررسى نمائیم ، آنگونه که بود و مى نمود، شناسائى کنیم
راه رسیدن به ((وحدت )) آسان است
زیرا ممکن است ، دانشمندان اسلامى در بررسى و تفسیر و تبیین آیات کلى و عام و متشابه قرآن ، دچار اختلافات فکرى گردند، و هر کدام بر اساس توانائیهاى علمى خود اظهار نظرى متفاوت با دیگران مطرح نمایند.
اما در بررسى سیره نبوى ، راه و رسم پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم )، اظهار نظرها، عملکردها، تاءییدها و تشویق هاى آن بزرگ پیامبر الهى ، نمى توانند دچار اختلاف شوند.
زیرا رفتار رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) ابهام و تردید ندارد.
تفسیر و تبیین متفاوت نخواهد داشت .
و جاى هیچگونه شک و تردیدى نیست .
حال که همه فرق اسلامى ، پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) را قبول دارند
و به آن حضرت احترام مى گذارند
و به او عشق مى ورزند.
و از سراسر جهان به زیارت او مى روند
باید با سخنان و رفتار و کردارش آشنا گردند، و آن را بکار گیرند
که همه اختلافات فکرى ، در تمام هفتاد و سه فرقه موجود، برطرف خواهد شد
اگر رسول گرامى اسلام تشکیل حکومت داد، و سرپرستى امت اسلامى را به عهده گرفت ، و جنگ و صلح داشت
پس هیچکس تردیدى ندارد که :
دیانت عین سیاست ، و سیاست عین دیانت است
و اسلام از سیاست جدا نیست
و سکولاریسم ، یک توطئه غربى و عوامل غرب در جوامع دینى شرق است
در بررسى احکام دینى که در فرق اسلامى با تفاوتهاى فراوانى موجود است ، با همین روش موفق خواهیم بود که بدانیم :
رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) چگونه نماز مى خواند؟
چگونه وضوء مى گرفت ؟
چگونه به حج مى رفت ؟
چگونه سجده مى کرد؟
که با پیروى از سنت پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) اختلافات از میان رخت برمى بندد.
ضرورت آشنائى و عمل به سنت پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم )
آشنائى با سیرت رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) پایان دهنده همه تفرقه ها، و اختلافات فکرى ، عقیدتى است ، که براى حل تضادها، و ریشه کن شدن اختلافات میان صفوف مسلمین ، حضرت امیرالمؤ منین (علیه السلام ) براى هدایت شورشیان خوارج ، ابن عباس را اعزام مى دارد، و به او رهنمود مى دهد که :
با قرآن بحث گفتگو نداشته باش ، زیراى بسیارى از خوارج قرآن مى خوانند، حافظ قرآن مى باشند، و گفتگوى شما نتیجه اى نخواهد داشت ، لکن با احادیث و روایات و سنت پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) با آنان بحث و گفتگو کن که نمى توانند از آن بگذرند، زیرا قرآن کلى و عام است ، و هرکس مى تواند به نفع خود ((تفسیر به راءى کند))، اما سنت رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) صریح و روشن است ، و هرگونه ابهام و تردیدى را ریشه کن مى سازد.
به ابن عباس فرمود:
لاتخاصمهم بالقرآن فان القرآن حمال ذو وجوه تقول و یقولون ، و لکن حاججهم بالسنة فانهم لن یجدوا عنها محیصا.
(با خوارج با آیات قرآن مناظره نکن چرا که قرآن معانى گوناگون دارد، تو چیزى مى گوئى و آنها چیز دیگر، لکن با سنت پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) بحث کن که در برابر راه و رسم روشن پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) پاسخى نخواهد داشت )(1)
دانشمندان اهل سنت که رسول خدا را قبول دارند
و خود را با نام ((سنت )) شناساندند (طرفداران راه و رسم پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم )
و آنقدر عاشق پیامبرند که اصحاب او را نیز محترم مى شمارند
حتى آنها را که چند روزى هم با پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) بودند بزرگ مى شمارند، و سخنانشان را مى پذیرند.
پس باید سفارشات رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) در حجة الوداع را بپذیرند که :
در سرزمین ((جحفه )) در ((غدیر خم )) على (علیه السلام ) را به امامت مسلمین برگزید
و همه 120 هزار حاجى از مراسم برگشته ، با على بیعت کردند
و تمام اصحاب رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) دست بیعت با على (علیه السلام ) دادند
و همه حاضران ، این واقعه را نقل کردند، در کتابها نوشتند.
و حدیث غدیر را حفظ کرده ، سینه به سینه منتقل نمودند
و شعراى بنام عرب در آن هنگام شعرها سرودند
اگر پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) محترم است ، و قول و فعل او حجت است
پس غدیر خم ، و سخنان رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) در ولایت على بن ابیطالب (علیه السلام ) ، و رفتار آن بزرگ پیامبر در بیعت با على (علیه السلام ) حجت است .
یک حقیقت غیر قابل انکار است
و باور آن جزو اعتقاد و ایمان است
و جاى هیچگونه ابهام و شک و تردیدى نیست
و هیچکس سخنان صریح و روشن رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) را نمى تواند، با تفسیر و تحلیل متفاوت یا ((تفسیر براءى )) مغرضانه بیالاید
از این رو بسیارى از اصحاب رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) با همین روشن بحث مى کردند و مخالفان و منکران ولایت على (علیه السلام ) را به یاد حماسه غدیر و سخنان و بیعت آن روز پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) با على (علیه السلام ) مى انداختند، و سپس مى گفت چه جوابى دارید؟
چرا سفارش پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) را از یاد برده اید؟
به امید روزى که در عمل به سنت رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) هماهنگ گردیم ، تا وحدت امت اسلامى را در سراسر جهان نظاره گر باشیم . انشاءالله .
محرم الحرام 1375 شمسى
قم - محمد دشتى .
ویژگیهاى غدیر خم
1 - اجتماعى بى همانند
2 - فراوانى و انبوه حاضران
3 - تحقق بیعت عمومى
4 - کیفیت والاى حماسه غدیر
5 - صراحت در گفتار پیامبر
6 - گواهى حاضران
7 - راویان فراوان حدیث غدیر
با بررسى روشهاى مبارزاتى حضرت زهرا سلام الله علیها و مورد ارزیابى قرار دادن استدلالها و براهین آن بزرگ زن جهانیان ، که همواره در طرح حماسه غدیر مى کوشید
و در نهان و آشکار
و در سخنرانیهاى عمومى
و پاسخهاى انفرادى
همه جا تلاش مى کرد تا:
حماسه غدیر را بشناساند
اهداف غدیرخم را به رخ بکشد
حماسه غدیر را جاودانه سازد
و با خطبه معروف رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) در غدیرخم ، بحث و مناظره نماید
پیام غدیرخم را براى اتمام حجت بکار گیرد
هر خواننده اى را وامى دارد تا بپرسد که :
غدیرخم چه ویژگیهایى دارد؟
که آنهمه توجه حضرت زهرا سلام الله علیها را بخود جلب کرده است ؟
اهداف غدیرخم چیست ؟
و رسالت آن کدام است ؟
و بار تبلیغاتى آن چگونه است ؟
و چرا با زنده ساختن ((حماسه غدیر)) مى توان ، همه گمراهان را هدایت کرد؟
و عذرها و بهانه ها را مردود دانست ؟
و راه حق و هدایت را شناخت ؟
اول - اعلام امامت در اجتماع بى همانند:
یکى از ویژگیهاى ((حماسه غدیر))، اعلام امامت حضرت امیرالمؤ منین (علیه السلام ) در اجتماعى بى مانند بود
که نه درگذشته چنان جمعیتى با جاذبه هاى معنوى گرد آمدند
و نه در آینده چنان اجتماع با شکوهى تحقق یافت
در اینجا به برخى از جوانب شکوهمند آن اجتماع بى همانند اشاره مى شود:
1 - اجتماعى از سراسر بلاد اسلامى :
مردمى که در غدیرخم گرد آمدند، و با امام منصوب از طرف خداوند بزرگ بیعت کردند، مردم یک شهر و قبیله ، یک منطقه و ناحیه نبودند، از یک نژاد و قومى گرد نیامدند، بلکه از سراسر بلاد اسلامى با شنیدن خبر شرکت پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) در مراسم حج ، بسوى کعبه و پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) شتافتند.
از شرق و غرب
از شمال و جنوب کشور پهناور اسلامى
از نژادهاى گوناگون
از قومیت ها و ملیت هاى متفاوت
از سیاه و سفید
از سرمایه داران و نیازمندان
از زورمداران و ناتوان ها
از بى سواد و باسواد
از مهاجر و انصار
و از همه جا
و از همه شهرها
و روستاها و بلاد اسلامى (نه تنها مردم مکه و مدینه ) براى مراسم حج گرد آمدند، و سپس در غدیرخم به امر الهى درنگ کردند، و پیام الهى را در ولایت و امامت پس از پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) شنیدند، و با امام خود بیعت کردند، که چنین اجتماعى دیگر هرگز پدید نیامد
2 - جاذبه معنوى حاضران در غدیر:
گردهم آئى حاجیان ((90 یا 120 هزار نفر)) در غدیر خم ، تنها یک اجتماع نظامى یا سیاسى نبود، بلکه جاذبه معنوى داشت
همه ، احرام پوشیده
و مراسم حج بجاى آورده
و در عرفات و منى دل را شسته
و در طواف و سعى سبکبار شده بودند
داراى حالت معنوى بودند، و از روحى پر نشاط برخوردار، و با حالت پذیرش و تسلیم به سخنان پیامبرشان گوش فرا دادند.
3 - انگیزه معنوى گردهم آئى غدیر:
پس از اعمال حج ، همه در حال بازگشت بودند، که در سرزمین غدیرخم ، آن اجتماع عظیم حاجیان پراکنده مى شد، مصرى ها، عراقى ها، یمنى ها، مدنى ها، هر کدام به راه خود مى رفتند که پیک وحى فرمان ابلاغ امامت را آورد و رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمان داد تا جمعیت باز ایستند
آنها که جلوتر رفتند بازگردند
و آنان که هنوز نیامده اند به جمعیت ملحق شوند
اجتماع انبوه حاجیان در آن روز انگیزه هاى مادى ، یا تنها سیاسى و نظامى نداشت ، بلکه بر اساس فرمان الهى ، و دستور پیامبر اسلام شکل گرفت ، تا امامت على (علیه السلام ) و ولایت اهل بیت علیهما السلام تحقق یابد.
دوم - فراوانى و انبوه حاضران :
فراوانى و انبوه جمعیت حاجیان در روز غدیرخم که از سراسر بلاد اسلامى گرد آمده بودند یکى دیگر از ویژگیهاى حماسه غدیر است ، و تعداد جمعیت را 90 تا 120 هزار نفر نقل کرده اند، که بهنگام بازگشت به شهر و دیار خویش در روز 18 ذى الحجة الحرام ، در منطقه غدیرخم ، به فرمان الهى گرد آمده و پس از شنیدن پیام رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) با امیرالمؤ منین على (علیه السلام ) بیعت کردند(2).
سوم - تحقق بیعت عمومى و همگانى :
رسول گرامى اسلام (صلى الله علیه و آله و سلم ) از آغازین لحظه هاى بعثت ، و دعوت علنى مردم به اسلام ، ولایت و رهبرى حضرت امیرالمؤ منین على (علیه السلام ) را مطرح ، و تا آخرین لحظه هاى عمر با برکتش (ماجراى حدیث قلم و دوات ) این حقیقت را به روشنى بیان فرموده ، تذکر داد.
و تنها به اعلان و اظهار عقیده و سفارش و وصیت اکتفاء نفرمود، بلکه در انتظار اوامر الهى بود تا افکار عمومى مسلمین جهان را بیدار کند، و آراء مسلمین را در پذیرش امامت و ولایت اهل بیت (علیهم السلام ) هماهنگ نماید که سرانجام در یک رفراندوم عمومى ، و اجتماعى بى همانند، از همه اقشار مسلمین ، بیعت با امام على بن ابیطالب ، تحقق پذیرد، و در آرزوى رسیدن پیک وحى لحظه شمارى مى کرد، که جبرئیل در غدیرخم فرمان الهى را ابلاغ فرمود:
یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک
(اى پیامبر الهى ، آنچه از طرف خدا به سوى تو نازل گردیده ، امروز به همگان ابلاغ کن )(3)
که از نظر اصول دموکراسى ، و شیوه هاى انسانى انتخابات ، در جهان گذشته تاکنون ، بى نظیر مى باشد زیرا:
رهبران دنیا یا با کودتا قدرت را بدست مى گیرند
و یا با روشهاى دروغین مردم را اغفال مى کنند
و یا هرگز به آراء عمومى مردم توجهى نداشته و ندارند
در سقیفه ، ابابکر با 21 راءى ، ناگهان به خلافت مى رسد، و خود نیز بارها اعتراف کرد که :
خلافت من ناگهانى ((فلتة )) بود
و دومى در گرفتن قدرت ، کارى به آراء و افکار عمومى نداشت
نه شورائى مطرح بود و نه انتخاباتى
نه مراجعه به افکار عمومى مسلمین وجود داشت
و نه حتى مراجعه به آراء مهاجرین و انصار موجود در شهر مدینه
تنها مى گفتند:
با وصیت ابابکر، عمر به خلافت رسید!!
و سومى نیز در یک شوراى شش نفره ، که داماد عمر (عبدالرحمن بن عوف ) حق ابطال یا قبول آراء موجود را داشت ، ((حق وتو)) خلافت را بدست گرفت
حال آنکه غدیرخم تحقق یک حماسه بى همانند، در انتخاب رهبرى بود، زیرا:
1 - نصب الهى دخالت داشت .
2 - پیام رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) روشنگر راه انتخاب کنندگان بود
3 - 120 هزار شرکت کننده از یک شهر و قبیله نبودند، بلکه از سراسر بلاد اسلامى ، و به همه اقشار انسانى تعلق داشتند که به امر پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) با على (علیه السلام ) بیعت کردند.
4 - و بیعت کردن ، و انتخاب رهبرى ، عمومى و آزاد و آشکارا بود.
چهارم - کیفیت والاى حماسه غدیر
پس از انجام مراسم معنوى حج (نه در یک اجتماع نظامى یا سیاسى )
و در میان انبوه مسلمین سراسر بلاد اسلامى (120 هزار نفر)
درگذرگاه غدیر
بهنگامه پراکنده شدن حجاج یمنى و مصرى و عراقى و شامى و مدنى انگیزه گردهمائى ، دستور رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) و فرمان الهى (نه قدرت طلبى ) بود.
در حضور پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) و با نظارت پیک وحى بود
در آخرین سفر حج پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم )
و آخرین دستورالعملهاى سرنوشت ساز وحى الهى
بدون هرگونه ابهام و اشاره و کنایة
در روز روشن (نه پشت درهاى بسته ، یا باغ اهل سقیفه )
با اعلام عمومى و رسمى (نه کودتا و انحراف افکار عمومى )
و با آگاهاندن مسلمانان (با ایراد خطبه اى گویا که همگان را به احکام الهى و دستورات دینى ، آشنا ساخت ، و زحمات و کوشش هاى رسالت را بیان فرمود، و خیرخواهى خود را نسبت به امت اسلامى تذکر داد، و همگان اعتراف کردند که رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) پیامبر دلسوز، مهربان ، نصیحت گر، و عاشق امت است .)
آنگاه فرمان بیعت با امیرالمؤ منین على بن ابیطالب (علیه السلام ) را صادر فرمود، که :
تا غروب آفتاب ، مردان
و تا پاسى از شب گذشته ، زنان مسلمان
با آنحضرت بیعت کردند.
پنجم - صراحت در گفتار
در روز غدیرخم ، در آن قیامت عظمى ، پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمود:
اکنون حضرت جبرئیل بر من نازل شد تا پیام الهى را بهمگان اعلام کنم
پس اعلام کنید:
((رفتگان باز گردند، و آنانکه هنوز نرسیده اند به ما ملحق شوند.))
پس از اجتماع 120 هزار حاجى که از مراسم بازگشته بودند، در آن هواى گرم ، بر روى جهاز شتران بالا رفت ، و پس از حمد و سپاس پروردگار، و تذکر دادن نعمت هاى فراوان الهى ، و یادآورى زحمات و رنج بزرگ دوران رسالت ، و اتمام حجت با انبوه مسلمانان سراسر بلاد اسلامى ، به تشریح و تبیین پیام الهى در امامت على بن ابیطالب (علیه السلام ) و فرزندان او تا قیام قیامت ، پرداخت با کلماتى :
گویا و رسا
فصیح و بلیغ
روشن و آشکار
بى ابهام و کنایه
بى استعاره و اشاره
با زبانى قابل فهم عموم مردم حاضر در صحنه
بى ترس و هراس
و بدون شک و تردید
که پس از آن خطبه گویا و بیان جاودانه و رسا، هیچکس در راه هدایت ، و انتخاب امام برحق ، تردیدى نداشت
در اینجا به برخى از قسمت هاى مهم سخنرانى رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) اشاره مى کنیم :
1 - اعلان نزول پیک وحى براى معرفى امامت
پیامبر گرامى فرمود:
ان جبرئیل (علیه السلام ) هبط الى مرارا ثلاثا یاءمرنى عن السلام ربى و هو السلام اءن اءقوم فى هذا المشهد، فاعلم کل ابیض و اءسود اءن على بن اءبى طالب اءخى و وصیى و خلیفتى على امتى والامام من بعدى الذى محله منى محل هارون من موسى ، الا انه لانبى بعدى ، و هو ولیکم بعد الله و رسوله و قد اءنزل الله تبارک و تعالى على بذلک آیة من کتابه .
(انما ولیکم الله و رسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلوة و یؤ تون الزکوة و هم راکعون )(4)
و على بن اءبى طالب الذى اقام الصلوة و آتى الزکوة و هو راکع یرید الله عز و جل فى کل حال .(5)
(همانا جبرئیل (که درود خدا بر او باد) سه بار بر من نازل شد، و سلام خدا را رساند، و فرمود که در این مکان (غدیرخم ) توقف نمایم ، و به سیاه و سفید شما اعلام کنم که على بن ابیطالب ، وصى و جانشین و پیشواى شما بعد از من است ، جایگاه او نسبت به من ، مانند هارون نسبت به موسى پیامبر است ، با این تفاوت که پس از من پیامبر نخواهد آمد، على (علیه السلام ) پس از خدا و پیامبر رهبر شماست ، و خداوند بزرگ آیه اى در قرآن در همین مسئله نازل فرمود که :
همانا رهبر و سرپرست شما خدا و رسول او و کسانى که ایمان آورند، و نماز را بپاى دارند، و در حال رکوع زکات بپردازند.
و مى دانید که على بن ابیطالب ، نماز را بپاداشت ، و در حال رکوع زکات پرداخت و در هر حال خدا را مى طلبید)
2 - علل صبر و انتظار پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم )
آنگاه به علل ((سیاست صبر و انتظار)) اشاره مى کند
که چرا تاکنون صبر کرده و براى على (علیه السلام ) بیعت عمومى نگرفته است .
و ساءلت جبرئیل (علیه السلام ) اءن یستعفى لى السلام عن تبلیغ ذلک الیکم - ایها الناس - لعلمى بقلة المتقین ، و کثرة المنافقین ، و ادغال الآثمین ، و حیل المستهزئین بالاسلام ، الذین وصفهم الله فى کتابة : (باءنهم یقولون بالسنتهم ما لیس فى قلوبهم و یحسبونه هینا و هو عند الله عظیم )(6) و کثرة اذاهم لى غیر مرة ، حتى سمونى اذنا، و زعموا اءنى کذلک لکثرة ملازمتة ایاى ، و اقبالى علیه ، و هواه و قبوله حتى اءنزل الله عز و جل فى ذلک قرآنا.
(و منهم الذین یؤ ذون النبى و یقولون هو اذن قل اذن خیر لکم ...)(7)
و لو شئت اءن اسمى القاتلین بذلک باءسمئهم لسمیت ، و ان اءومى ء الیهم باءعیانهم لاءوماءت ، و ان ادل علیهم لدللت ، و لکنى والله فى امورهم قد تکرمت .
(از جبرئیل ((درود خدا بر او باد)) درخواست کردم ، تا مرا از اعلام ولایت على (علیه السلام ) معاف بدارد، زیرا اى مردم مى دانم که تعداد پرهیزکاران اندک ، و شمار منافقان فراوان است ، و گنهکارانى پرفریب ، و نیرنگبازانى که اسلام را مورد استهزاء قرار مى دهند وجود دارند، آنانکه خداوند بزرگ در کتابش نسبت به آنها فرمود:
((با زبانهاى خود چیزى را مى گویند که در دل باور ندارند، و گمان مى برند این کار ساده اى است ، در صورتیکه این گونه دو روئى ها در نزد خدا گناه بزرگى است .))
همانها که بارها مرا آزار دادند، تا آنجا که به من تهمت زدند، و گفتند:
((پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) تسلیم و گوش به فرمان دیگران است و از خود اراده اى ندارد.))
چون من همواره با على (علیه السلام ) بودم ، و او زیاد مورد توجه من بود، نتوانستند از روى حسادت تحمل کنند، تا آنکه خداوند بزرگ آیه اى نازل کرد و پاسخ یاوه گوئیهاى آنان را داد و فرمود:
((برخى از منافقان ، پیامبر را آزار داده مى گویند، او سر تا پا گوش است ، بگو، پیامبر گوش دهنده سخن خوب باشد براى شما نیکو است .))
هم اکنون اگر بخواهیم منافقان را با نام و نشان معرفى کنم ، یا با انگشت به سوى آنان اشاره نمایم ، یا مردم را براى شناخت آنان راهنمائى کنم ، مى توانم .
اما من ، سوگند به خدا، نسبت به آنان کرامت و بزرگوارى پیشه مى سازم .)
3 - اعلام ولایت عمومى و جهانى امیرالمؤ منین (علیه السلام )
پس از اعلام نزول پیک وحى ، و اهداف معنوى آن ، و افشاگرى نسبت به توطئه هاى منافقان ، و تشنگان قدرت ، و منتظران فرصت ، به اعلام ولایت و امامت پرداخته و اصل امامت و رهبرى را یک ضرورت اجتماعى ، و یک حقیقت غیرقابل انکار مى شناساند.
که هیچ قوم و قبیله اى ، هیچ جامعه پیشرفته یا ابتدائى ، نمى تواند بدون امام و رهبر، به تکامل واقعى دست یابد، فرمود:
فاعلموا معاشر الناس ! ذلک فیه وافهموه واعلموا اءن الله قد نصبه لکم ولیا و اماما فرض طاعته على المهاجرین و الانصار، و على التابعین لهم باحسان ، و على البادى و الحاضر، و على الاعجمى و العربى ، و الحر و المملوک و الصغیر و الکبیر، و على الاءبیض و الاءسود، و على کل موحد، ماض حکمه ، جاز قوله ، نافذ امره ، ملعون من خالفه ، مرحوم من تبعه ، و صدقه ، فقد غفرالله له و لمن سمع منه و اءطاع له ...
ثم من بعدى على ولیکم و امامکم باءمر الله ربکم ، ثم الامامة فى ذریتى من ولده الى یوم تلقون الله و رسوله .
(بدانید اى جمعیت انبوه ! همانا خداوند على (علیه السلام ) را رهبر و امام شما قرار داد، و فرمانبرى او را بر مهاجرین و انصار، بر پیروان مهاجرین و انصار که راه نیکى پیمایند، بر اهالى شهرها و روستاها، بر حاضر و غائب ، عرب و عجم ، آزاد و بنده ، کوچک و بزرگ ، سیاه و سفید واجب کرده است .
و بر هر خداپرستى ، حکم او جایز و قول او نافذ، و فرمان او واجب است .
کسى که با او مخالفت کند ملعون ، و کسى که از او پیروى کند به رحت الهى خواهد رسید
تصدیق کننده او مؤ من است ، خدا او را، و آنکس را که از او شنوائى داشته ، و اطاعت کند مى آمرزد.
آنگاه پس از من ، امام شما على (علیه السلام ) است ، امامى که به امر پروردگار شما تعیین گردیده ، و پس از او، امامت در خاندان من از فرزندان على (علیه السلام ) تا روز قیامت قرار خواهد داشت ، روزى که شما خدا و پیامبرش را ملاقات خواهید کرد.)